ریشه آیین مانویت
من تو را نکاشته ام، من ندرویده ام، من آرد نکرده ام، من خمیر نکرده ام، من نپخته ام، من نشکسته ام» زیرا همه ی این کارها، موجب آزار رساندن به نور می شد.
عبادت مانویان ساده و با نغمات موسیقی بود. عید معروف ایشان «بما» نام داشت که برتری جاویدان نامیده می شود، و موعد آن در آخر ماه روزه ی مانویان بود، و به یاد شهادت مانی در ماه مارس برگزار می شد. پیش از نماز با آب جاری وضو گرفته و بدن خود را مسح می کردند و در صورت نبودن آب با خاک یا شن تیمم می کردند. در نماز دوازده بار به سجده می افتادند، و نماز را رو به آفتاب و ماه می گزاردند. هفت روز در هر ماه روزه می گرفتند، که روزه ی روز یکشنبه از همه مهمتر بود.
آثار مانی به لهجه ی مخصوص نوشته شده که آن را زبان «مانوی پارتی» گویند آثار ایرانی مانوی را می توان به دو دوره تقسیم کرد: یکی از آنها که در قرن سوم و چهارم میلادی نوشته شده و پارتی یعنی اشکانی اصیل است، دیگر آثاریک ه از قرن ششم میلاد به بعد نوشته شده است و تا به قرن نهم میلادی می رسد.
مانی جانشینی داشت بنام «مار آرمو» که خط و زبان پارتی را بخوبی می دانست. مانی وی را برای تبلیغ دین خود به ابرشهر (نیشابور) که مرکز استان پارت بود فرستاد و همراه او نویسندگان و مینیاتورنگاران و یکی از شاهزاده گان اشکانی را بنام اردوان روانه داشت. این هیات و مبلغان مذهبی کتابهای مانی را که به زبان سریانی بود، به زبان پارتی، یعنی زبان گفتگوی مردم خراسان ترجمه کردند.
خود آمو از مترجمان و نویسندگان بزرگ ادبیات مانوی به زبان پارتی است، و او داستان مرگ مانی را به این زبان ترجمه کرده، که احتمالاً در سال 286 میلادی نوشته شده و آن مشتمل بر 107 سطر است، و در آثار تورفان بدست آمده است.
پیروان مانی و مزدک را در دوره ی اسلام «زندیق» می خواندند، زندیق معرب زندیک است، که به زبان پهلوی به معنای کسی است که قایل به تفسیر کتاب اوستا باشد و چون مانی و مزدک در جامعه ی زرتشتی ایران از احتیاط و تقیه، فلسفه و عقاید خود را بنام تفسیر و تاویل اوستای زردشت بیان می کردند، از این جهت مردم آن زمان آنان را زندیک یعنی اهل تاویل لقب داده بودند و همین لقب است که به زبان عربی زندیق گردیده است.