نامه رستم

براي شادي روح انوشه حكيم فردوسي طوسي خداوندگار فرهنگ , ادب و تاريخ ايران

زمين و فرزند راستين اشو زرتشت و كوروش بزرگ

نامه تاريخي و ماندگار سپهسالار ارتش ايران رستم فرخزاد به برادرش كه آخرين سخنان وي را در آن نمايان ميكند يكي از

برجسته ترين اسناد فرهنگي و تاريخي كشورمان است كه دور انديشي اين سردار دلير ميهن دوست را براي ما به يادگار

گذاشته است . رستم فرخزاد در اين نامه آينده ايران و نژاد پاك ايراني پس از فتح وحشيانه ايران بدست اعراب را تاريك و

تعصف بار ميداند . وي برادرش را پند ميدهد كه در برابر كشورش و پادشاهاه ايران زمين لحظه اي به انديشه حفظ جان

خويش نباشد همانگونه كه خود وي براي كشورش جان داد . زيرا مانند ما انسانها بسيار در اين جهان سپنج مي آيند و

ميگذرند و اين خاك مقدس كشورمان و عظمت و منش ايران زمين است كه بايستي پايدار و ميراثي جاودانه براي ابديت

باقي بماند . يكي ديگر از مباهات ديگر اين نامه تاريخي كه حكيم انوشه روان فردوسي بزرگ براي ما جاودانه نموده است

ادامه نوشته

نام نامه كردي

و ايران نباشد تن من مباد بدين بوم و بر زنده يک تن مباد

از آنجاييکه ريشه های زبان کردی و پارسی هر دو از پهلوی اشکانی و ساسانی سرچشمه گرفته می شود در نتيجه واژه

هايی آشنا در بين هر دوی اين زبانهای غنی و کهن خاورميانه وجود دارد و حفظ و نگهداری از آنان و استفاده و رايج

نمودن آنها در جامعه کهن ايران وظيفه تک تک ما ايرانيان است پس بر آن شديم تا برای زدودن نامها و واژگان تازی از

کشور ايران زمين است تلاش نماييم . به راستی چرا تا زمانی که ما واژه های اصيل ايرانی که به زبان کردی داريم يا

حتی واژه های آذری باستانی که هنوز ديده می شود يا خراسانی يا بختياری و . . . را نا ديده بگيريم و به سراغ اقوامی

بيگانه - بدوی - متجاوز و بدور از هرگونه تاريخ و تمدن برويم که هدفشان عربيزه کردن ايران زمين است . پس شما نيز

در کنار ما به جای تک تک نامهاو واژه های عربی از واژه ها و نامهای اصيل ايرانی ( آذری - کوردی - پارسی و . . . )

استفاده کنيد . باشد که کشور اهورايی ايران زمين دگر بار با منش ايرانی و هويت ملی اش اقوامش اداره گردد .

ادامه نوشته

مقاومت در برابر عربان

در ژوئن سال 652 ميلادي، ده سال پس از جنگ نهاوند، قارن يكي از ژنرالهاي ارتش ايران در آن جنگ، در مقاومت ديگري از پاي در آمد. قارن براي ادامه مقاومت، از نهاوند به هرات رفته بود و سپاهي از مردم هرات، فراه و كهستان براي جنگ با اعراب فراهم ساخته بود و چون در پيشاپيش اين سپاه حركت مي كرد در نخستين تماس دو نيرو هدف يك تير قرار گرفت و كشته شد و سپاه بدون سردار او به ارگ هرات عقب نشيني كرد.
    در اين جنگ، فرماندهي نيروهاي عرب را «ابن خازم» برعهده داشت

 

مراسم تاجگذاري اردشير پاپکان و اظهارات او در اين مراسم

23ژوئن سال226 ميلادي اردشير پاپكان در معبد آناهيد تاجگذاري كرد و شاه ايران شد و ناسيوناليسم ايراني را بر محور ملت گرايي و آموزشهاي زرتشت احياء كرد. با پيروي از روش اردشير، ديلميان و صفويان بعدا ناسيوناليسم ايراني را بر محور ايراندوستي و مذهب شيعه زنده كردند .
    اردشير كه قبلا حكمران پارس ( عمدتا فارس و كرمان ) و نگهبان آتشكده آن بود پيش از تاجگذاري، به حكومت اشكانيان كه بر اثر فساد داخلي رو به ضعف گذارده بودند و در برابر روميان كوتاه مي آمدند برانداخته بود. اردشير كه بعدا روميان را هم شكست سخت داد و از شرق عقب براند در مراسم تاجگذاري، همانند داريوش بزرگ گفت كه به خواست اهورا مزدا شاه ايرانيان مي شود كه مردمي نجيب و بزرگوار هستند و دروغ نمي گويند.
    مردم كرمان كه اردشير قبلا در نظر داشت آنجا را پايتخت ايران كند به منظور نشان دادن خرسندي خود از پيروزي او بر اردوان و به شاهي رسيدنش ، شهري را که در آن استان ساخته بود « اردشير وه » نامگذاري كردند. اين شهر كه نام آن از زمان سلطه اعراب " بردسير " تلفظ مي شود قبلا روستاي کوچکي بود که توسط اردشير عمران و توسعه داده شده و به صورت شهر درآمده بود.
 
    

مبدا تقويم يزدگردي

تقويم نگاران ايراني روز 16 ژوئن سال 632 ميلادي را مبدا تقويم يزدگردي قراردادند تا به اين وسيله ميهندوستي خود را نشان دهند و ايرانيان امپراتوري خود در عهد ساسانيان را فراموش نكنند. اين سال، آغاز پايان امپراتوري ايرانيان به عنوان يكي از دو ابر قدرت جهان بود. فراموش نكنيم كه ايرانيان بعدا (درقرون وسطا، عصر ظلمت در اروپا) از طريق انديشه، دانش و ادبيات وطن را ابر قدرت جهان كردند.

قتل ژوليان به دست يك سرباز ايراني

27 ژوئن سال 363 ميلادي در جريان جنگ ايران و روم در منطقه سامرا (عراق امروز) ژوليان امپراتور روم هدف زوبين يك سرباز ايراني قرار گرفت و كشته شد. اين جنگ با تعرض روميان آغاز شده بود كه به شكست آنان منجر شد و در قرارداد صلح تعهدات سنگين بر عهده گرفتند و متعهد شدند كه در امور ارمنستان مداخله نكنند. فرمانده ارتش ايران در اين جنگ شاپور دوم (ذوالاكتاف) شاه وقت از دودمان ساسانيان بود. ژوليان كه در اين جنگ كشته شد در عين حال يك داستان نگار بود و سه داستان از او باقي مانده كه در رديف ادبيات كلاسيك قرار دارند.

شهر «پيروزشاپور»

در پي پيروزي بر گورديان سوم امپراتور روم، شاپور يكم شاه ساساني ايران اول ژوئن سال 243 ميلادي (1762 سال پيش در روزي چون امروز) شهر «انبار» واقع در 60 كيلومتري غرب بغداد امروز را به شهر «پيروز شاپور» تغيير نام داد. چندي پس از آن شكست، گورديان به دست افرادش كشته شد و فيليپ را به امپراتوري روم برداشتند كه با شاپور صلح كرد و امتيازات فراوان به او داد. در برخي نوشته ها آمده است كه شاپور «انبار» را پس از عمران و آبادي و انتقال جمعيت بيشتر، «پيروز شاپور» ناميده بود. توافق بر سر صلح در همين محل حاصل آمده بود

ادامه نوشته

شکست عربها از مازندراني ها

چند ماه پس از مرگ «حجاج» حاكم اموي كرمان و فارس كه ماموريت پشتيباني از حمله نظامي به مازندران و تصرف اين منطقه از ايران را داشت كه هنوز به تسخير اعراب در نيامده بود، يزيد ابن مهلب كه از سوي دمشق مامور اين كار شده بود 31 ماه مه سال 714 ميلادي به تنهايي دست به حمله زد كه از مازندراني ها شكست خورد و عقب نشيني كرد. ابن مهلب دو سال بعد دو واحد كوهستاني بر نيروي خود اضافه كرد و از سه نطقه به مازندران حمله برد كه بازهم شكست خورد و با دادن تلفات سنگين عقب نشيني كرد و با اين دو تجربه در صدد جمع آوري نيرو براي حمله نظامي ديگري بود كه در جريان يك توطئه داخلي به قتل رسيد. مازندراني ها و گيلاني ها بعدا ، خود داوطلبانه مسلمان شيعه شدند و فشار نظامي اعراب در كار نبود

ادامه نوشته

شاه عباس خطاب به فرستاده پادشاه اسپانيا: بحرين را جز با جنگ نمي توان از ايران گرفت

شاه عباس


    27 ماه مه در سال 1614 ميلادي شاه عباس در اصفهان دومين پيام فيليپ پادشاه وقت اسپانيا را از فرستاده ويژه او دريافت كرد كه در آن بار ديگر خواسته بود كه ايران جزيره بحرين را تخليه و به اسپانيا تحويل دهد.
     شاه عباس در همان جلسه خطاب به فرستاده پادشاه اسپانيا گفت كه بحرين طبق اسناد موجود و فرهنگ مردم آن جزيي از قلمرو ايران بوده است و وي بر سر قلمرو ايران با كسي مذاكره و مصالحه نخواهد كرد و اگر پادشاه اسپانيا از آن گوشه جهان مدعي بحرين است تنها از طريق جنگ مي تواند آن را از ما بگيرد كه گمان نمي كنم در جهان ارتشي يافت شود كه بتواند با سربازان ايران مصاف دهد.
     شاه عباس در پايان، خطاب به فرستاده پادشاه اسپانيا گفت: مهمان نوازي خصلت ماست، ولي اين آخرين بار باشد كه چنين پيامي براي ما بياوري. شاه عباس سپس درحضور فرستاده اسپانيا به مقامات حاضر در جلسه تاكيد كرد كه اگر فرستادگان بعدي اسپانيا حامل چنين پيامي باشند ؛ آنان را از بندر محل ورود به داخل ايران راه ندهيد.
     ديديم كه محمد رضا شاه با اصرار خارجي در نيمه دوم دهه 1960 بدون كسب نظر ملت ايران در يك رفراندم، بحرين را از دست داد.
    

شاپور دوم ، خود زمام امور را به دست گرفت

شاپور دوم ( ذوالاكتاف ) كه به سن مقرر رسيده بود از آخرين روز بهار(21 ژوئن ) در سال 326 ميلادي، خود به عنوان شاه رسما زمام امور ايران را به دست گرفت. وي تنها رئيس كشور در تاريخ است كه پيش از تولد عنوان سلطنت به دست آورده و بنا براين، طول پادشاهي اش بيش از عمر اوست.

سالروز قتل نادرشاه و تغيير مسير تاريخ شرق

 

دهم ژوئن سال 1747 (20 خرداد) در فتح آباد قوچان، نادرشاه در خوابگاهش به دست تني چند از ژنرالهايش به قتل رسيد و به اين ترتيب ناپلئون شرق از اين دنيا رفت- مردي كه آرزو داشت ايران را بار ديگر ابرقدرت جهان كند. نادر در سال 1736 ميلادي توسط زعماي ايران، سران قبايل و كدخدايان و معتمدان كشور به شاهي انتخاب شده بود. وي نيروهاي روسيه را به آن سوي داغستان فراري و عثماني را گوشمالي داد، ماورالنهر را آرام، و گردنكشان افغان را تنبيه كرد، دهلي را در سال 1739 به تصرف خود درآورد و نه تنها حاكميت ايران را بر سراسر خليج فارس مسلم ساخت بلكه حكمرانان مسقط و عمان را نيز به سوي خود جلب كرد و درصدد تصرف جزيره زنگبار در حاشيه آفريقا هم بود.

ادامه نوشته

روزي كه دوباره ايرانيان سراسر ايران حاكم شدند

ايالت كرمان 27 ژوئن سال 967 ملادي (ششم تيرماه) به متصرفات فناخسرو ديلمي (عضدالدوله) پيوست. در آن زمان ايالت كرمان كه جنوب آن را خليج فارس و درياي عمان تشكيل مي داد به مراتب وسيعتر از امروز بود. با پيوستن كرمان به قلمرو عضدالدوله، سراسر ايران داراي حكومت هاي ايراني شد كه سامانيان و آل بويه سهم بيشتري داشتند.
    فناخسرو معروف به عضدالدوله پسر ركن الدوله در اصفهان به دنيا آمده بود. پدر و دو عموي او از ديلمان( شمال ايران ) برخاسته بودند كه به همراه «ماكان كاكي» و مرد آويز پرچم استقلال ايران و جدا ساختن آن را از قلمرو خلفاي عباسي را برافراشته بودند و موفق به اين كار مهم شدند. بغداد به تصرف علي بويه (عماد الدوله) درآمد و از آن زمان، خلفاي عباسي تحت سلطه ايرانيان قرار داشتند
.

ادامه نوشته

روزي که " شهربراز " ژنرال مشهور ايران جان خود را از دست داد

نهم ژوئن سال 630 ميلادي شهربراز (شهروراز) ژنرال مشهور ايراني و فاتح مصر در شهر تيسفون كشته شد. اين ژنرال بود كه اورشليم و دمشق را از روم پس گرفته، صليبي را كه مسيح بر آن مصلوب شده بود به تيسفون (مدائن) منتقل كرده، مصر را متصرف شده و در اسكندريه، پادگان ايراني را ساخته و مقام اداري گمارده بود. محبوبيت اين ژنرال در جامعه ايران آن زمان باعث تحريك احساس بخل و حسد خسرو پرويز (شاه وقت) نسبت به او شده بود و نقشه بركناري و تبعيدش را كشيده بود كه اين خبر در جريان جنگ شهربراز با ارتش هراكليوس امپراتور روم شرقي به گوش او رسيد و وي را سست كرد و از ادامه جنگ (تعرض) دست برداشت و تا پايان كار خسرو پرويز عملا خود را منزوي ساخت

ادامه نوشته

رواج سكه زرين « شعله جاويدان» به عنوان پول ملي ايرانيان

اردشير پاپكان بنيادگزار سلسله ساسانيان در امپراتوري پهناور ايران روز يازدهم ژوئن (مصادف با 21 خرداد) در سال 226 ميلادي سكه زرين «شعله جاويدان» را پول ملي (سراسري) ايران اعلام داشت و به جريان گذارد.
    وي اين سكه را در سال 224 در «پارس» ضرب كرده بود. بر يك روي اين سكه كه نمونه هاي آن در موزه ها موجود است نقش «شعله جاويدان» كه در ظرفي روي ستوني قرار داده شده زبانه مي كشد حك شده است. . با اين اقدام، اردشير توجه ويژه خود را به آيين زرتشت كه بر رعايت اخلاقيات و درستي و مهرباني كردن تاكيد داشته نشان داد و با سياست (حكومت) درهم آميخت كه چهار قرن ادامه داشت
.

ادامه نوشته

رسيدن خبر قتل ابومسلم خراساني به توس و خشم خراساني ها

20 روزطول كشيد تا خبر قتل ابومسلم خراساني از بغداد به توس (خراسان) برسد و خشم خراساني ها [منظور خراسان بزرگ است كه اينك بيشتر اراضي آن در افغانستان، ازبكستان و تركمنستان واقع شده اند] را باعث آمد. ابومسلم خراساني 5 ژوئن سال 755 ميلادي در عراق به تحريك منصور خليفه عباسي ترور شده بود.
    قيام هواداران ابومسلم اگرچه سرانجام به استقلال ايران انجاميد، ولي در آن ايام به جايي نرسيد. ابومسلم كه ژنرالي در خراسان بود در سال 737 ميلادي، پس از تصرف شهر مرو، بر ضد حكومت بني اميه قيام كرد و به خلافت آنان پايان داد و خلافت را به عباسيان منتقل ساخت . طولي نکشيد که ابو مسلم متوجه شد عباسيان هم در دنيا پرستي دست كمي از امويان ندارند و به انتقاد از آنان پرداخت و همين امر باعث شد كه منصور خليفه عباسي احساس خطر كند و او را از ميان بردارد
.

تصرف سلوکيه شمالي (شهر زوگما) و دستور شاپور اول به حفظ آثار هنري شهر

دهم ژوئن سال 256 ميلادي، ارتش ايران پس از شكست دادن ارتش روم، شهر سلوكيه شمالي (تركيه امروز) كه روميان آن را «زوگما» مي خواندند و در كنار فرات قرار داشت و پايگاه اصلي ارتش روم در شرق مديترانه بود تسخير كرد.
     شاپور اول پس از تسخير اين شهر، اجازه نداد كه سربازانش كوچكترين آسيب به آثار هنري اين شهر ثروتمند نشين و يادگار دوران سلوكي ها برسانند و به همين دليل مجسمه ها، موزائيك كاري ها، تونل هاي سنگي و انبارهاي زير زمينيي اين شهر براي انسان امروز به همان صورت دست نخورده باقي مانده و باستان شناسان در برنامه «نوا» كه هفتم ژوئن 2005 از تلويزيون عمومي آمريكا پخش شد به صورتي غير مستقيم از شاپور اول قدرداني كردند.
     شهر زوگما بعدا بر اثر زلزله ويران شد و در زير خاك مدفون گرديد و در كنار آن دهكده بلكيس (بلقيس) به وجود آمد كه پس از ساختن سد فرات، هر دو به زير آب فرو رفته اند، اما باستانشناسان پيش از بالا آمدن آب، آثار هنري، مجسمه ها و موزائيك ها را از دل خاك بيرون آورده و به موزه ها منتقل كردند.

رسميت يافتن ترويج آيين مانوي در چين

امپراتور وقت چين از دودمان «تانگ» 14 ژوئن سال 732 ميلادي طي صدور فرماني ترويج آيين مانوي را كه زادگاه و گهواره آن از ايران بوده در قلمرو چين بلامانع اعلام داشت. پيروان اين آيين در سال 705 چنين درخواستي را داده بودند كه به سبب وقوع كودتا در چين و بركناري ملكه اين كشور كار رسيدگي آن به تعويق افتاده بود.
    «ماني» در نيمه قرن سوم ميلادي آيين خود را در ايران مطرح ساخت كه از ايران تا اروپا و آسياي ميانه گسترش يافت و بعدا آيين رسمي قوم اويغور قرار گرفت و از اين طريق تا چين بسط يافت.

تاسيس بزرگترين کتابخانه دنياي باستان در گندي شاپور (خوزستان)

يازدهم ژوئن سال 250 ميلادي كتابخانه گندي شاپور (جندي شاپور در خوزستان) كه بزرگترين كتابخانه دنياي باستان بشمار آورده شده است آغاز بكار كرد. دانشگاهي كه در همين محل و به همين نام داير شده بود بزرگترين مركز آموزش و پژوهش پزشكي، فلسفه (حكمت) و ادبيات دنياي قديم خوانده شده است. در اين دانشگاه استادان ايراني، هندي، يوناني و رومي تدريس مي كردند.

ادامه نوشته

پيشنهاد بركناري اردوان چهارم به سناي ايران

به نوشته مورخان رومي، بركناري اردوان چهارم در جلسه 28 مه سال 81 ميلادي مهستان (سناي ايران) از سوي تني چند از بزرگان كشور پيشنهاد شد. بحث درباره اين پيشنهاد مدتها طول کشيد و بالاخره به راي گيري گذاشته شد و مهستان راي به بركناري اردوان چهارم از شاهي ايران داد.
    در زمان اشكانيان انتخاب و بركناري شاه از اختيارات مهستان بود كه اردشير بنيادگذار دودمان ساساني اين قاعده را موقوف ساخت.

بیمارستان و دانشگاه پزشکي گندیشاپور

درپيهجوم به ایران برآمد و Valcrianos چنانکه که آمد، در سال 241 میلادي والریانوس

کپدوکیه را گرفت، در نتیجه ایرانیان عقب نشیني کردند و سپسطاعون در لشگریان روم افتاد

و جنگ به درازا کشید.شاپور پس از گرفتن شهر انتاکیه واسیر نمودن امپراتور روم

والریانوس شهري در داخل ایران بنا کرد. این شهر که به نامگندي شاپور نام گذارده شد،

بدست اسیران رومي و یوناني در خوزستان در شرق شوش و جنوبشرقي دزفول و شمال

غربي شوشتر که مکان کنوني شاه آباد است به دستور شاپور اول ساختهشد.

شاپور هفت سال براي ساختن دانشگاه گندي شاپور تلاش کرد و در روزبازگشایي گندي

ادامه نوشته

بيستون

بيسُتون،بيسِتون،بيسْتون،بهيسْتون نام امروزی يک صخره برافراشته در شمال يک راه باستانيِ پر رفت و آمد که محل عبور کاروانها و نظاميان از بابل و بغداد به سوی کوههای زاگرس و همدان(اکباتانَ) بود،می باشد.بيستون در ۳۴ درجه و ۳۵ دقيقه شمال عرضِ جغرافيايی و ۴۵درجه و ۲۷ دقيقه شرقِ طول جغرافيايی در فاصله حدودا ۳۲ کيلومتری شرق شهر کرمانشاه قرار دارد. همچنين نام روستايی که در نزديکی اين صخره قرار دارد هم بيستون می باشد.نام پارسی باستان اين کوه بَغستانَ و بگستانَ به معنی جايگاه خدايان و در نوشته های يونانی بگيستانُن(اُروس) می باشد.در آثار جغرافيدانان عرب سده های ميانی مثل ابن حَوقل،اصطخری و ياقوت هم اين کوه بَهِستون ، بِهِستون(ستونهای خوب) و بهيستان آمده است. در مجموع دگرگونی اين واژه بدين گونه است:بَغستانَ-بگستانَ-بهستون-بهستان-بيستون.

ادامه نوشته

تموکن رانمسا

 رانمِسا از بندرهای باستانی در استان بوشهر ايران بوده که در لوح ههای هخامنشی تخت جمشيد از آن نام

برده شده است.

هخامنشيان در دورن طولانی حکومت خود بر ايران و مرکزيت پارس، توجه ويژ های به دريای پارس و بهره

مندی مختلف از آن داشتند. در اين رابطه بنادر متعددی در حاشيه آن ايجاد نموده و يا از کهن بندرهای ايلامی

مانند ليان بهره گرفتند. با اين که در منابع مختلفی از تموکن (تااوکه) به عنوان بندر ساحلی نام برده شده ولی با

فاصله حدود چهل و پنج کيلومتری از دريا قرار گرفته بود و پشت بندر ليان ايلامی بود که نام آن در دوره

هخامنشی هنوز معلوم نگرديده است. بندر سيراف (البته با احتياط)، گوگانا (که جای آن به درستی مشخص

نيست)، اپوستانه و هرمزی ديگر بنادر هخامنشی حاشيه دريای پارس بودند. اطلاعات مختصر از نامها و جايگاه

نسبی جغرافيايی بنادر مذکور، بيشتر از خلال متون کلاسيک جغرافيايی يونانی مانند نوشت ههای بطلميوس، پلين،

آريان و نئاروک (درياسالار اسکندر) معلوم می شود. در حالی که کشف بيش از سی هزار لوحه گلی هخامنشی به

خط ايلامی در گنج خانه و دژخانه تخت جمشيد در سال 1312 خورشيدی برابر با 1933 ميلادی می تواند

ادامه نوشته

بختیاری

نسبت ایل جلیل بختیاری

در نسب بختیاریها اختلاف است بعضی نزاد ایشان را به یونانیان و جمعی به دیالمه می دهند اما در اینکه اصل ونزاد ایشان ایرانی است محل شکی نیست زیرا که اخلاق و اصالت ونجابت وزبان ایشان بیانگو ایرانی خالص بودن آنهاست .

پایتخت بختیاری

در قدیم الایام پایتخت و حاکم نشین بختیاری ما میر بوده چندی بواسطه بعضی وقایع پایتخت جانکی شد و انجا مخروبه ماند ولی در این اواخر مرحوم حسینقلی خان ایلخانی و سرداراسعد در مال میر عمارات علیه بنا نهادند ومحل حکومت شد .

قشلاق و ییلاق بختیاری

ایل بختیاری در تابستان ییلاقشان چقاخور و در زمستان قشلاقشان ناغان است و همچنین رامهرمز.

ادامه نوشته

ایران باستان هم زن سالار بوده است

معمولا ایران را با ورود آریایی ها و تشکیل دولت ها و سپس امپراطوری های بزرگ آریایی می شناسیم؛ اما امروز دیگر جای هیچ تردیدی نیست که قبل از ورود و اسکان آریایی ها ، اقوام بومی ایران، از زمان های بسیار دور در این سرزمین  زندگی می کرده و در نوع خود صاحب تمدنی بی نظیر بوده اند. این اقوام به صورت پراکنده  هر کدام در گوشه ای از فلات ایران، به زندگی مشغول بوده اند. فلات ایران_ و نه کشور ایران_  سرزمینی پهناور است که از شمال شرقی به رود سیحون، از شمال به دریای خزر، از شمال غربی به منطقه ماوراءالنهر قفقاز، از شرق به کوه های هندوکش و رود سند، از جنوب به خلیج فارس و از غرب به دجله و فرات در بین النهرین محدود بود. این گستره وسیع مهم ترین بخش جهان را از جهت ایجاد اولین جوامع بشری و ایجاد تمدن ها و فرهنگ ها تشکیل می داد. زیرا با داشتن سلسله جبالی که گرداگرد آن را فراگرفته بودند و کوه های پراکنده در آن، رودها و دشت های سرسبز و جنگل های پوشیده از درخت، از تنوع آب و هوایی و شرایط مساعد کشاورزی و دامپروری برای زندگی انسان برخوردار بوده است. اگر چه نشانه های شهر نشینی و تمدن در ایران به 7500 سال پیش باز می گردد، اما شواهد بسیاری مبنی بر حیات در دوره ای بسیار دورتر از این نیز در ایران کشف شده است.

 
ادامه نوشته

يعقوب ليث و دستور مهم ميهني او پس از تصرف كرمان

يعقوب ليث صفار، قهرمان ملي ايرانيان كه تصميم به پايان دادن به حكومت عرب بر ميهن گرفته بود 16 ژوئن سال 868 ميلادي شهر كرمان را آزاد كرد.
     در كرمان بود كه يعقوب دستور اكيد داد به زباني كه او نمي فهمد (عربي)، مكاتبه نكنند. از زمان تصرف ايران به دست اعراب مسلمان، تا آن زمان مكاتبات اداري به زبان عربي صورت مي گرفت. از زمان صدور دستور يعقوب ليث بود كه «فارسي» بار ديگر زبان رسمي شد و رونق گرفت. يعقوب بود كه خواست كه براي حروفي كه در عربي نيست و در فارسي تلفظ مي شود،

ادامه نوشته

ايلام

چون خواننده به نقشة جغرافیای  مراجعه کند و انگشت خود را از مصب رود دجله بر خلیج فارس تا شهر عراقی‌العمارة حرکت دهد و، هنگامی که به این شهر رسید انگشت خود را، در امتداد مشرق، از مرز عراق بگذراند و به شهر شوش کنونی برساند، به این ترتیب حدود کشور شهر شوش قدیم را یافته است؛ این شهر مرکز ناحیه‌ای است که یهودیان آن را عیلام، یعنی زمین بلند، می‌نامیده‌اند. در این سرزمین کم وسعت، که از طرف باختر با مردابها و از طرف خاور با کوههای کنار فلات بزرگ ایران محدود و حفاظت می‌شده، ملتی می‌زیسته است که نژاد و منشأ آن را نمی‌دانیم، و یکی از مدنیتهای تاریخی به دست همین مردم ایجاد شده است. در همین ناحیه، به اندازة زمان یک نسل پیش از این، باستانشناسان فرانسوی به آثاری انسانی دست یافته‌اند که تاریخ آنها به ۰۰۰،۲۰ سال قبل می‌رسد؛ نیز شواهد و اسنادی از فرهنگ و تمدن پیشرفته‌ای پیدا کرده‌اند که قدمت آن تا ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد بالا ميرود.

ادامه نوشته

باورهای ایلامیان‌ باستان

تا این‌ اواخر از دیانت‌ و مذهب‌ ایلامیها آگاهیهای‌ چندانی‌ به‌ دست‌ نبود. امّا با کشف‌ چوغازنبیل‌ «تل‌چون‌سبد» از سالهای‌ ۱۹۴۰ میلادی‌ به‌ بعد که‌ در جنوب‌ غربی‌ ایران‌ در صحرایی‌ خشک‌ قرار دارد تا اندازه‌یی‌ در این‌ مورد آگاهی‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. در آغاز کتیبه‌یی‌ منقوش‌ بر آجر در اطراف‌ تل‌ به‌ دست‌ آمد که‌ به‌ خط‌ و زبان‌ ایلامی‌ بود و حاکی‌ از بنای‌ شهری‌ مذهبی‌ بود که‌ به‌ فرمان‌ اونی‌تاش‌گال‌ Unitashgal بنا شده‌ بود و این‌ پادشاه‌ در حدود ۱۲۵۰ پیش‌ از میلاد زندگی‌ می‌کرده‌ است‌

ادامه نوشته

ایلامیان باستان

ایلامیان شاخه ای از آن دسته از اقوام خویشاوند و همزبانی بودند که در حدود ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد از اسیای میانه به ایران کوچ کردند. ایلامیان در جنوب غرب ایران امروزی ساکن شدند. و بعد از چندین قرن موفق به ایجاد تمدن بزرگی به نام ایلام شدند و دولت عیلام نزدیک به سه هزار سال دوام یافت.
ایلامیان تقریبا همزمان با سومری ها دولتشان را که شامل خوزستان, اطراف کوههای بختیاری,لرستان,پشتکوه و انشان یا انزان(فارس) بود تشکیل دادند.پایتختشان شوش بود و اهواز و خایدالو(خ
رم اباد) از شهرهای مهم شان بود(حقوق تاریخ, صفحه ٨۳, علی پاشا). ولی بعدا سرزمین تحت سلطه شان را تا نواحی مرکزی و شرقی ایران گسترش دادندַ

ادامه نوشته

سورنا

سورنا با” ارد ” اول (قرن اول قبل از میلاد) معاصر بود و از نظر شهرت و ثروت پس از شاه رتبه اول را داشت .او تنها کسی بود که اجازه داشت در موقع تاجگذاری شاه کمربند شاهی را به کمر ببندد.

مجسمه سورنا
ادامه نوشته

ایشتوویگو

ایشتوویگو یا ایختوویگو [از ریشه پارسی باستان *ریشتی وَیگهَ گرفته شده به معنی "نیزه‌گَردان"] (به یونانی آستیاگ) پسر هوخشتره بود که پس از پدرش از ۵۸۵ تا ۵۵۰ پیش از میلاد مسیح و به عنوان آخرین فرمانروای ماد حکومت کرد .او با آرینیس ،خواهر آخرین شاه لیدیه ، کرزوس ازدواج کرد و این ازدواج سندی برای صلح میان ماد و لیدیه شد.

وی پس از ۵ سال جنگ با لیدیه در سال ۵۸۵ جانشین پدرش هوخشتره شد و وارث امپراتوری بزرگ و متحد با برادر زن خود ، کرزوس ، شاه لیدیه و بخت النصر از بابل گشت.

در دوره او آیین زرتشت ثبات بیشتری یافت و پیشرفت چشم گیری کرد و به همین دلیل دوره ی حکومت او مورد توجه قرار گرفته است.

او پس از ۳۲ سال شاهنشاهی ، حکومت خود را در جنگ با کوروش از دست داد .هنگامی که کوروش ، دختر زاده ایشتوویگو و یکی از والیان مادها ، پس از ۳ سال جنگ لشکر ماد را نابود کرد ، هارپاگ یکی از درباریان ایشتوویگو علیه او به پا خاست و بیشتر سربازان سپاه ماد به کوروش پیوستند .

کوروش هگمتانه پایتخت ماد را تسخیر کرد و خزانه آن را به انشان منتقل کرد و به هارپاگ و خانواده اش سمت بالایی داد .گفته ها در مورد ادامه زندگی ایشتوویگو متفاوت است . هرودوت می گوید رفتار کوروش با ایشتوویگو مهربانانه بود و او را جزو یاران خویش برگزید . کتسیاس می گوید که کوروش ، ایشتوویگو را مدیر ساتراپ پارت کرد ولی بعد توسط یکی از مخالفانش ،اوبراس کشته شد

آیین مهر

مهر (میثرَ) یکی از آیین های بسیار قدیمی و کهن آریاییان بود که اوستای زرتشت او را بین هرمز و اهریمن قرار داده و آن را یکی از بزرگترین نمونگان خداوند دانسته است .پیروان دین زرتشت معتقد بودند که مهر ، از جانب خدا ماموریت داد که بدی و زشتی را از بین ببرد و او را رب النوع آفتاب و حاصلخیزی زمین دانسته اند .

مهر در زمان اردشیر دوم هخامنشی از خانواده سلطنت حمایت کرد و بعد از حمله اسکندر ،در آسیای صغیر رواج یافت . سپس به یونان رفت و در زمان پومیه به روم سرایت کرد . در این دوره ترقی بسیار کرد و به جایی رسید که دیوکلثین و دیگر امپراطور های روم اعلام کردند که مهر حامی دولت روم است . ابن آیین بعد ها به آلمان و فرانسه و انگلستان قدیم سرایت کرد و چنانچه در پاریس آثاری از این مذهب یافت شده است .

در قرن سوم میلادی مسیحیت به جنگ با مهر برخاست و توانست طی یک قرن یعنی در قرن چهارم میلادی بر مهر غلبه کند . اما مهر نیز بر مسیحیت بی اثر نبوده و اثراتی بر آن به جای گذاشته ، از جمله عید تولد مسیح یا نُاِل که قبل از مسیحیت عید تولد مهر بوده .

مهرپرستان بر این عقیده بودند که مهر از تخته سنگی پدید آمده، بعد برای رفاه مردم با بدی ها وارد جنگ شد و بالاخره روزی بدی را از بین می برد . آن ها یکی از کار های مشهور او را چنین حکایت می کردند :

روزی مهر به گاو مقدس هرمز برخورد ،او را کشت و خون گاو بر زمین جاری گشت و باعث حیات و زندگی گردید .بر این اساس بود که صنعتگران معروف قدیم صورت مهر را چنین نقش می بستند که گاو نری را مطیع خود نموده و با شمشیر کوتاهی سینه گاو را شکافته و از میان فوران خون ماری (که به زندگی تعبیر می شود) بیرون می جهد.

آیین مزدک

آیین مزدک که به خرم دین یا درست دین نیز مشهور است ،توسط مزدک در زمان قباد اول (۴۸۸ ـ ۵۳۱) ، پادشاه ساسانی ظهور کرد . تاریخ دانان اسلامی مانند شهرستانی (الشهرستانی) و ابن الندیم الوراق بیان کرده اند که مذهب مزدک بسیار به مذهب مانوی شباهت داشته است. مزدک پسر بامداد و از اهل نیشابور بود . او قباد را به مذهب خویش فراخواند و دعوت او از جانب قباد نیز مورد پذیرش قرار گرقت .

مزدک مانند مانی معتقد بود که روشنایی و تاریکی دو چیز کاملاً مخالف هم هستند و روشنایی عاقلانه عمل و می کند و تاریکی جاهلانه . مزدک مانند مانی کشتار و خونریزی را منع می کرد .او عقیده داشت که جهان از ۳ عنصر آب و آتش و خاک تشکیل و ترکیب شده و خوبی و بدی نیز از همین ۳ عنصر تشکیل شده اند .

عالم معنوی در پیش روی مزدکیان به این صورت بود که آقای آسمان مانند پادشاهی بر روی تخت خود نشسته و چهار قوه در پیش روی او ایستاده اند : شعور – عقل – حافظه – شادی . این چهار قوه با کمک شش وزیر کار های جهان را اداره می کنند : سالار – پیشکار – باروان – کاردان – دستور – کودک . مزدیکان معتقد بودند که اگر انسانی این چهار قوه و شش وزیر و اختیارات ۱۲ گانه ( خواننده – دهنده – ستاننده – برنده – خورنده  - رونده – خیزنده – کشنده – زننده – کننده – آینده – شنونده – پایبند ) را در خود جمع کند به مرتبه ای می رسد که دیگر وظیفه و مسئولیتی برای او نیست .

بر اساس گفته های تاریخ دانان اسلامی مزدک کتابی داشته که از میان رفته اما ابن مقفع آن را به عربی ترجمه کرده بود .

خسرو انوشیروان در زمان پادشاهی قباد شروع به کشتار پیروان مزدک کرد و آن ها را بر انداخت . اما مزدیکان با اسلامی دیگری مانند خرم دینان و … تا حدود ۳۰۰ هجری در ایران باقی مانند و با خلفای بنی عباس جنگ ها کردند تا آنکه شکست ها خوردند و به کلی از بین رفتند .

زبان مادی

قدیم ترین یادگاری که از زندگی نیاکان باستانی ما باقی است «نُسک های اَوسْتا» است که شامل سروده های دینی ، احکام مذهبی و محتوی تواریخی است که شاهنامه ی فردوسی نمودار آن است و مطالب تاریخی آن کتاب از «کیومرث» تا زمان «گشتاسب شاه» می پیوندد، و پادشاهی اَپَرداتَه (پیشدادیان)،کَویان (کیان) و زمانه ی هفت خدایی را با هجوم بیگانگان، مانند: اژیدهاک (ضحاک) و فراسیاک تور (افراسیاب) ترک تا پیدا آمدن زردتشت سپیتمان شرح می دهد

ادامه نوشته

سرزمین ایلام

نام سرزمین باستانی ایلام به صورت «هل تم تی» یا «هت تم تی»(Hat \ Hal-tam-ti) و صورت­های مشابه آمده است. این نام در خط سومری در صورت هزوارشی Nim.ki  نوشته شده که به صورت (Elam (a (در سومری) و Elamtu (در اکدی) خوانده می­شده است که خود صورتی است از واژه­ی Hal-tam-ti و نام امروزی «ایلام» یا «عیلام» که در جهان مرسوم شده است، برگرفته از گونه­ی نوشتاری در عهد عتیق است.
متاسفانه شیوه­ی نگارش سومری و نوشتاری عهد عتیق بی­توجه به اصل واژه برای برخی این گمان را ایجاد کرده است که ایلام یا عیلام را واژه­ای سامی، هم ریشه با علی - یعلوا عربی بپندارند و آن را به نادرست و ناروا «سرزمین بلند» معنی کنند.

ادامه نوشته